الشيخ رسول جعفريان
518
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
نسبت به صوفيان روى خوش نشان مىدادند ؛ اما توان گفت كه از همان ابتدا تمايل جدى به آنان نداشتند و به همين دليل ، روز به روز حدود قدرت آنها را محدود كرده و نفوذشان را كاهش مىدادند . بخش ديگر مسئله ، به اختلاف ميان علما بر سر عرفان و تصوف برمىگشت . آنچه غير قابل انكار بود اين كه ، ميراث عظيم تصوف ايرانى و غير ايرانى ، به دورهء صفوى انتقال يافته بود . ما در آغاز قرن يازدهم هجرى ، چهرههاى عالم بسيار برجستهاى را در ايران مىشناسيم كه ميراثدار اين جريان بودند . شيخ بهاء الدين عاملى ( م 1030 ) نمونهء روشنى از اين افراد بود كه شرع و عرفان و فلسفه را در هم آميخت . البته همهء افرادى كه علاقهمند به اين جريان بودند ، انديشهء واحدى نداشتند ؛ اما از ظهور ملا صدرا در اين دوره ، و پيدايش حكمت متعاليه كه تلفيقى از فلسفه و عرفان است ، چنين به دست مىآيد كه اين جريان ، بسيار نيرومند و مستحكم بوده است . در اين مسير حتى از اخبارهايى مانند ملا محمد تقى مجلسى ( م 1070 ) نيز مىتوان ياد كرد كه در ادامه ازو سخن خواهيم گفت . درست در همين زمان ، صوفيان بازارى كه بقاياى جريانات كهن صوفيان ايرانى بودند ، هنوز در سطح عمومى فعاليت داشتند . همين افراد بودند كه مورد مذمّت شديد افرادى مانند ملا صدرا قرار گرفته و وى خود را متعهد به آن مىدانست تا براى دفاع از عرفان ، به محكوم كردن اين جريان بپردازد . آثار وى از جملهء آنچه در رسالهء كسر اصنام الجاهليّة آمده ، شاهدى بر برخورد وى با صوفيان بازارى است . عالمانى كه به عرفان نظرى و فردى علاقهمند بودند ، طبعا به دليل آن كه در روشهاى معرفتى با عامهء متصوفه ، هم روش بودند و نوع خاصى از الفاظ و مفاهيم قالبهاى بيانى و حتى رفتارى را به صورت مشترك با آنان به كار مىبردند ، از ديد مخالفان تصوف ، با صوفيان يك جا مورد حمله قرار مىگرفتند . به علاوه ، اين قبيل عارفان نسبت به كسانى كه صوفيان آنها را از مشايخ خود تلقى مىكردند ، كسانى چون حلاج ، غزالى و محيى الدين عربى ، نمىتوانستند بىعلاقه باشند . از اينجا بود كه علماى ضد تصوف ، به مرور بر ضد اين قبيل عالمان نيز دست به اقدامهاى علمى و عملى زدند . در واقع ، جريان تصوف و عرفان ، از نظر مخالفان جريان واحدى بود كه مراتب متعددى داشت ؛ از عالمترين افرادى كه به عرفان نظرى و تربيت فردى تكيه داشتند تا صوفيان بازارى كه كشكول به دست و ياهوكشان در كوچه و بازار چرخش مىكردند يا در خانقاهها و توحيد خانهها در محفلهاى ويژه فرقههاى موجود ، شركت مىكردند . از نظر مخالفان ، مسيرى كه از اول آغاز مىشد ، در نهايت به تصوف بازارى مىرسيد . شيخ على عاملى با اشاره به پيشينهء تصوف و اين كه در ميان سنيان بوده نه اماميان ، در تحليل اين كه چگونه عالمان شيعه ، از آنان متأثر شدند ،